طواف چهارپایان و کبوتران مطوّف
48 بازدید
تاریخ ارائه : 9/21/2013 11:08:00 AM
موضوع: الهیات و معارف اسلامی

طواف چهارپایان و كبوتران مطوّف

وَ فَرَضَ عَلَيْكُمْ حَجَّ بَيْتِهِ الْحَرَامِ الَّذِي جَعَلَهُ قِبْلَةً لِلْأَنَامِ يَرِدُونَهُ وُرُودَ الْأَنْعَامِ وَ يَأْلَهُونَ إِلَيْهِ وُلُوهَ الْحَمَام؛ و [خداوند سبحان] زيارت خانه خود را كه قبله مردم قرار داده بر شما واجب نموده، كه مشتاقان چون چهارپايان به آب رسيده به آن هجوم مى ‏كنند، و همانند كبوتران مطوّف به آن پناه مى‏برند. ( خطبه 1 )

اميرالمؤمنين صلوات­ الله ­عليه در قسمتی از خطبه اول نهج‌البلاغه با دومثال حکیمانه به تبیین انگیزه‌های متفاوت مناسک حج توسط مردم پرداخته‌اند. ایشان گروهى را كه براى كسب منافع دنيوى به حج مى روند به چهارپايان، وگروهى ديگر را كه به منظور نزديك شدن و تقّرب به خداوند سبحان به اين سفر معنوى مى‏ شتابند  به كبوترانِ پناهنده عاشق مثال زده ‏اند.

نوع ورود چهارپايان به مكان­هايي كه مشتاق داخل شدن و رسيدن به آن هستند چه ويژگي هايي دارد ؟ معمولا عجولانه و با حرص و ولع انجام مي پذيرد ، هنگام ورود ملاحظه يكديگر را نمي كنند و يك نوع غفلت نسبي از محيط اطراف هم بر آنان عارض مي شود. انسان هايي كه در طول تاريخ به اين فريضه اقدام نموده اند با توجه به ميزان خلوص شان و نيتي كه از اين حركت در نظرشان بوده داراي مراتب مختلف هستند مانند : قرب به حق تعالي ، تجارت و كسب منافع مادي ، سياحت ، كسب عناوین اجتماعي مانند «حاجي» و غيره.

 چرا اميرالمؤمنين صلوات­ الله ­عليه در اولين مثال مربوط به حج، ورود به بيت الله را براي مردم به ورود چهارپايان تشبيه فرموه است ؟ هر چند موضوع اشتياق در اين نوع از ورود نهفته است ولي با توجه به دو مثال پياپي و متفاوت كه حضرت در اين خصوص بيان كرده اند شايد بتوانيم بگوييم دو نوع بهره مندي از مناسك حج را براي دو گروه متفاوت از انسانها در نظر گرفته­اند.

1-  در اولین مثال، خانه  كعبه مانند آب كه مايه حيات است در نظر گرفته شده و گروهى تشنه لب را كه به آن هجوم مى‏برند  به چهارپايان مثال زده ‏اند كه در اين ورود نشانه اي از ادب حضور نيست و اگر ادب لحاظ نشود حضور تداوم نخواهد  داشت بلكه مقطعي و يك بهره­مندي ناقص و اجمالي است البته بي ادب بودن مقتضاي حيوانيت آنان است و ظاهراً منظور افرادى هستند كه يا اصلاً به خاطر قرب به حق تعالى به اين سفر اقدام نكرده‌اند و يا هم براي قرب و هم به منظور كسب منافع مادى مورد نظرشان به این عمل مبادرت نموده‌اند.  اين گونه وارد شدن به ميهماني بر خلاف فلسفه تعريف شده حج است كه در خطبه 234 به آن اشاره شده است . در آن خطبه، لازمهٌ گشوده شدن درب هاي فضل الهي ( ابوابا فتحا الي فضله ) و سبب رحمت و رسيدن به بهشت ( جعله لله سببا لرحمه ، و وصله الي الجنه ) را، اخراج تكبر از قلب و اسكان تواضع و خواري در جان انسان ها بيان داشته است كه با انجام اعمال عارفانه مناسك حج به دست مي آيد و رسيدن انسان هاي غافل به اين مقدار از اوج، محال است. همچنين توجه داشته باشيم كه براي رسيدن به هر هدفي نيازمند وسيله هستيم . كعبه و مجموع مناسك حج وسيله­اي بيش نيستند هر چند هر وسيله‌ای داراي ارزش و قيمتي است و همواره اهميت و ارزشِ وسيله‏ها با قدر و منزلتِ هدفها سنجيده و قياس مى‏شوند. بديهى است كه در اين مقايسه هر مقدار كه هدفها مقدس‏تر و رنگ و عطرِ خدايى بيشترى داشته باشند، بها و قيمت وسيله‏هايى كه انسان را به سوى اين مقصد والا رهنمون مى‏شوند بيشتر است. كدام هدفى والاتر از رسيدن به خداى سبحان و ورود به حرم امن او و قرار گرفتن در دامان رحمت وى و نوشانيدن زمزمِ زلالِ مهربانى به جانهاى عطشان سوخته در كوير گناه براى اين انسان متوقفِ تاريك متصوّر است؟ و آيا وسيله‏اى كاملتر و مستانه‏تر از مجموع مناسك حج براى رسيدن به اين هدف نورانى سراغ داريد؟ همان‌گونه که مولاى مظلومان (صلوات‌الله‌عليه) مى‏فرمايند:خداوند سبحان حج را نشانه خاك­سارى در برابر عظمت خود و اعتراف به عظمت خويش قرار داد، همانجائى كه پيامبرانش به عبادت برخاستند و به سوى مغفرتش شتاب نمودند و در اين تجارتخانه عبادت، بندگان او انواع و اقسام سودها را كسب مى‏كنند (يُحزَرُونَ الاَربَاحَ فِى مُتجَرِ عِبَادَتِه) و هر كس به فراخور حال خويش بهره مى‏برد (مادّى يا معنوى).

2-  در دومین مثال به شباهت بين اين طواف كنندگان و فرشتگانى كه گرداگرد عرش الهى در طواف هستند اشاره فرموده است (وَ تَشَبَّهُو بِمَلائِكَتِه الْمُطيفينَ بِعَرْشِهِ).     " ولوه " به معناي پناه بردن است . تشبيه پناه بردن كبوتر به پناه بردن گروهي از حجاج به بيت الله تشبيهي بسيار لطيف و عاشقانه است .

اصولاً هر پناهنده ‏اى از مكانى كه در وحشت است به جائى كه در آن احساس امنيت مى‏كندپناه مي‌برد و اين موضوع براى بندة پناهنده به حقتعالى هنگامى اتّفاق مى‏افتد كه ابتدا ناامنى و اضطراب را در محيط تاريك گناه و وحشت از نفس مكّاره خويش  احساس ‏كند سپس پناهنده ‏شود. در غير اين صورت انسانى كه سالها در غفلت‌هاي هزار لايه با انواع گناه انس گرفته و تغيير ذائقه داده بطورى كه شيرينى وصال را تلخ و تلخى گناه را شيرين مى‏پندارد، چه اضطراب و وحشتى از زندگى حيوانى خويش دارد؟ و چه نيازى به پناهندگى؟ حق تعالى نيز براى آن گروه كه بدنبال خروج از ظلمت خويش و ورود به نور هستند، زيارت خانه خود را وسيله اي قرار داد و با مجموعه‏ اى از اعمال روحانى ديگر (مناسك حج) همراه نمود تا آن كس كه از خود گريزان شده است و سوداى دل سپردن دارد ابتدا به سرزمينهاى مقدس براى تطهير هجرت كند از جمله  به عرفات وارد شود،عرفاتى كه فقط با يك جلسه معارفه،انسان را به عمق وارد مى‏نمايند . آنگاه شعورش را در مشعر شستشوى دهد و خود را از هر آنچه غير اوست پالايش ‏كند.  تا در اين پالايش  ناگهان بهت زده دريابد كه‌ازاو هيچ باقى نمانده‌است! نه خود و نه متعلّقاتش!  و سپس در مُحَسّر، حسرت را بچشد تا شوق وشتاب بيابد و به هيجان برسد و هنگام ورود به بيت الله ، كبوتر مطوّفى شود چون ملائكه عرشِ الهى در گردش.  همچنين اميرالمؤمنين صلوات­الله­عليه در ادامه خطبه ، اشاره به سيزده حقيقت ديگري در مورد حج دارند :

:: افرادي كه به حج مشرف مي شوند از سوي خداوند سبحان گزينش شده اند .  « و اختار من خلقه » و اين كه كدام عمل يا اعمال شان موجب گرديده كه حق تعالي آنان را بر گزيند و رزق معنوي حج را روزيشان گرداند ، مقوله ديگري است .

:: انسان ها با نمايش ذلت خود در حقيقت به عزت خداوند سبحان اعتراف مي كند.

:: مكان هاي وقوف و عبادت­گاه­ هاي انبيا و اولياي خداوند سبحان داراي ارزش و منزلت است  « وقفوا مواقف انبيائه » . كعبه كه خود مكاني رفيع و مقدس است چون محل عبادت تمامي انبياي الهي بوده شرافت دو چندان پيدا كرده است .

:: تواضع انسان ها هنگام انجام مناسك حج نشانه عظمت خداوند سبحان است .

:: با انجام طواف شباهتي بين خود و فرشتگان مطوف پيرامون عرش الهي ايجاد مي كنند .

:: بيت الله محل مغفرت خداوند سبحان است .

:: كعبه نشانه اسلام است .

:: بيت الله پناهگاه امن براي پناهنده گان است

:: و ...                                                                          «رزقنا‌الله و لکم»

سید حسین کلانتر